پایگاه خبری تحلیلی رسا نشر
صدای رسای مردم ایران

محسن باقر زاده: هواپیمای تهران-یاسوج قبل از سقوط ۵ بار نقص فنی شدید داشته است/ اجازه هواپیمای مستهلک ازافغانستان توسط مدیر شرکت آسمان

وزیر کار باید توضیح دهد که چرا دوست خودش را به عنوان مدیرعامل آسمان منصوب کرد.

به گزارش رسا نشر از عصر ایران؛ مهسا صفایی-  سوال‌های بسیاری بعد از سقوط هواپیمای ATR شرکت آسمان که از تهران عازم یاسوج بود در ذهن جامعه ایرانی ایجاد شده است. یکی از مهم ترین مسائلی که این روزها مطرح می شود، وضعیت مدیریتی هواپیمایی آسمان است ؛ از این رو به سراغ محسن باقرزاده مدیر کل سابق امور اداری شرکت هواپیمایی «آسمان» رفتیم و در مورد سقوط هواپیمای یاسوج و شرکت آسمان با او گفت‌وگو کردیم؛ عصرایران آماده دریافت و انتشار پاسخ افرادی است که در این گفت و گو مورد نقد قرار گرفته اند.

*درباره هواپیمایی آسمان و نظام مدیریتی آن برای مان صحبت کنید.

– در سال ۱۳۹۲ وزیر کار و امور اجتماعی، حسین علایی که یکی از سرداران سابق سپاه هستند را به عنوان مدیرعامل شرکت هواپیمایی آسمان انتخاب کردند. وزیر کار و آقای علایی در گذشته در آذربایجان غربی در بخش های امنیت و سپاه ارومیه همکار بوده اند.

آقای علایی از نظر سنی از بازنشسته هستند که دعوت به کار مجدد شدند. مدتی بعد از آغاز به کار ایشان متوجه شدم که ایشان علائق بسیار شخصی در مدیریت دارند. از موارد جزئی مثل اصرار برای خاموش کردن کولر سمت راست یا چپ برای صرفه جویی و یا شماتت کردن پرسنل برای روشن بودن چراغ ها در طول روز و گیرهایی این چنینی از جمله موارد شخصی سازی مدیریت ایشان بود تا کارهای بزرگتر، من چندین بار از باب نصیحت به ایشان گفتم که چنین رفتارهایی با مدیریت علمی سازگار نیست.
در یک زمانی ایشان هواپیمایی را برای اورهال آوردند و در جلسه مدیران گفتم که در کل کشور ۴ هواپیما از این نوع وجود دارد و در نتیجه ما نباید دانش خودمان را بر روی اورهال این مورد متمرکز کنیم؛ به علاوه اینکه چنین کاری بسیار هزینه بر است. در آن زمان کشور تولید کننده می گفت که با ۱٫۵ میلیون دلار صد درصد اورهال را انجام می دهم، اما ایشان برای صرفه جویی این کار را در داخل انجام داد اما نه تنها بیش از ۴۰ میلیارد هزینه بر دوش شرکت گذاشت بلکه نزدیک به سه چهار ماه به طول انجامید و در پایان ۱۷ قطعه هواپیما اورهال نشده بود. ایشان قصد داشت آقای رئیس جمهور را با آن هواپیما به اجلاس مجمع جهانی ببرد و برای همین از سازمان هواپیمایی کشوری درخواست می کرد که اجازه پرواز دهند.

در چنین شرایطی بنده از کانال های مختلف اقدام کردم و مسؤولین را آگاه کردم که چنین کاری صورت نگیرد و خوشبختانه آن سفر با شرکت ماهان انجام شد. برای آن سفر هم ایشان نزدیک به صد و هفتاد میلیون تومان وسائل پذیرایی تهیه کرده بود که آن را بین پرسنل فنی توزیع کرد.

اجازه هواپیمای مستهلک ازافغانستان توسط مدیر شرکت آسمان/ هواپیمای سقوط کرده از سال 92 تا به امروز 5 بار نقص فنی شدید داشته است/ آقای علایی هر کس که علیه او شکایت کند را اخراج می کند

موارد دیگر سوء مدیریت ایشان نیز اجاره هواپیمای مستهلکی است که در افغانستان سال ها استفاده شده بود که این هواپیما چندین مرتبه دچار حادثه شد اما همه این موارد را کتمان می کرد.

*معاون آقای علایی اخیرا گفته همین هواپیماهای قدیمی شرکت آسمان را کشورهای زیادی می خواهند از ما بخرند، این ادعا درست است؟

– بله این موضوع درست است، شما هم الان آهن پاره های منزل خودتان را جمع آوری کنید یک نفر پیدا می شود آنها را با ده هزار تومان خریداری کند. مهم این است که خریدار به چه هدفی و برای چه منظوری و با چه قیمتی هواپیما را خریداری می کند. البته استراتژی هواپیمای ATR  و یا هواپیمای ملخی با قابلیت ATR یک استراتژی درستی است. دلیل این موضوع این است که این هواپیما نقش مینی بوس هوایی را بازی می کند. در کشور ایران که ما بیش از ۵۰ فرودگاه داخلی داریم که اغلب آنها فعال نشده است  و در مسیرهای کوتاه می توانیم این نوع ناوگان را مورد استفاده قرار دهیم. اما این موضوع به شرط آن است که این هواپیما همه استاندارد های لازم برای پرواز را دارا باشد.

* به نظر شما در مورد سقوط هواپیمای یاسوج، نقص فنی بود یا شرایط بد آب و هوا باعث سقوط شده بود؟

– این هوا برای پرواز شرایط بد به حساب نمی آید و ما در شرایط بد تر از آن نیز پرواز های موفق داشته ایم اما وقتی هوا بد باشد و هواپیما نیز نقص فنی داشته باشد احتمال بروز حادثه به شدت افزایش پیدا می کند.
براساس آمار این هواپیما از سال ۹۲ تا به امروز ۵ بار نقص فنی شدید داشته است و آخرین بار نیز در تاریخ ۵ بهمن شاهد نقص فنی این هواپیما بودیم. در چنین شرایطی این هواپیما را برای چنین آب و هوایی نباید اعزام کنیم. از سوی دیگر خدا رحمت کند خلبان هواپیمای یاسوج را، اما این خلبان نیز ۶۵ سال سن داشت و یک خلبان مسن به حساب می آمد که البته با حقوق ناچیز این عزیزان در حال خدمت هستند.

*میزان حقوق هواپیمایی آسمان، حال حاضر در چه محدوده ای قرار دارد؟

– تا آنجا که من اطلاع دارم حقوق ایشان در سال ۱۳۹۳ نزدیک به ۴ میلیون تومان بوده است. در نهایت این موضوع به معنی تحت فشار بودن خلبان از نظر معیشتی است. اگر این موارد را در نظر بگیریم می بینیم که خلبان می توانست با این هواپیما پرواز نکند و مخالفت با این شرایط نشان دهد.

شرکت آسمان یک شرکت ورشکسته است و آقای علایی نیز می گفت به هر طریقی باید این شرکت را از بحران مالی نجات دهیم. در سال ۱۳۹۳ میزان بدهی آسمان نسبت به ارزش آن نزدیک به دو برابر بوده است، که در آن سال من از آقای علایی خواستم که حداقل افزایش سرمایه را در دستور کار قرار دهند و یا تجدید ارزیابی دارایی ها را تقاضا کنید که این شرکت ورشسکته اعلام نشود.

اجازه هواپیمای مستهلک ازافغانستان توسط مدیر شرکت آسمان/ هواپیمای سقوط کرده از سال 92 تا به امروز 5 بار نقص فنی شدید داشته است/ آقای علایی هر کس که علیه او شکایت کند را اخراج می کند این شرکت وابسته به صندوق بازنشستگی است و باید توضیح دهم که صندوق بازنشستگی این شرکت ها را خریداری می کند و بازنشستگان و آشنایان خودشان را در هیات مدیره آن قرار می دهند و برای خودشان منفعت کسب می کنند. من در دیوان محاسبات هستم و می توانم با سند و مدرک تمام این موارد را اثبات کنم. ۹۵ درصد مدیران عامل شرکت های  وابسته به شصتا و دیگر صندوق های بازنشستگی را بازنشستگان و همین افراد نزدیک به این افراد تشکیل می دهند که حقوق های بسیار بالایی نیز دریافت می کنند.

برای مثال یک دیوار چینی ساده برای شرکت آسمان نزدیک به هفتصد میلیون تومان هزینه داشته است و مدیریت پروژه این کار را یک فرد ۷۸ ساله به عهده داشته که آقای علایی انتخاب کرده است. باید تاکید کنم که من از آقای علایی دزدی ندیدم و نماز اول وقت ایشان نیز بارها دیده ام اما نا کارآمدی و بلد نبودن کار در ایشان به شدت مشهود است.

*خود آقای علایی چند سال دارند؟

– نزدیک به هفتاد ساله هستند و چنین رفتارهایی نیز اقتضای سنی به حساب می آید.

*در مورد سقوط هواپیما به نظر شما تا چه اندازه آقای آخوندی و آقای ربیعی مسؤول هستند؟

– آقای آخوندی به عنوان متولی صنعت هوانوردی کشور باید تمام استانداردها را رعایت کنند. در کشور های پیشرفته وقتی فصل یخبندان شروع می شود و برفی می بارد، مسئولان ضوابطی را تنظیم می کنند تا مشخص شود در چه میزان بارندگی و در چه شرایطی فرودگاه ها فعال باشند یا نباشند چرا که از کوچکترین خطر هم سرمایه انسانی خودشان را دور نگاه می دارند و به امنیت افراد توجه می کنند. خوب این وظیفه وزارت راه و شهرسازی است و آقای آخوندی باید این ضوابط را چنان اعمال کنند که هیچ ایرلاینی به خودش اجازه ندهد که امنیت اولویت دوم یا سوم اش باشد. در مرحله دوم هم این وزارتخانه بر اجرای چنین ضوابطی باید نظارت دقیقی داشته باشند و در نتیجه آقای آخوندی از این منظر مسؤول هستند.

آقای ربیعی نیز مسؤول هستند چرا که رفیق خودشان را بدون توجه به تخصص برای مدیرعاملی شرکت آسمان انتخاب کرده اند.

آقای ربیعی باید صندوق بازنشستگی و صندوق تامین اجتماعی را نجات می داد، در حال حاضر در هر سال از بودجه عمومی کشور نزدیک به بیست هزار میلیارد تومان به صندوق بازنشستگی کشوری کمک مستقیم می کنیم. همچنین صندوق بازنشستگی کشوری نیز نزدیک به صدهزار میلیارد تومان سرمایه در قالب شرکت هایی دارد که بازدهی آنها به نیم درصد هم نمی رسد. سوال اصلی این است که وقتی صد هزار میلیارد تومان از این صندوق ها هیچ بازدهی ندارد چرا باید از جیب بیت المال هر ساله به این صندوق ها نزدیک به بیست هزار میلیارد کمک شود. به همین دلیل است که در حال حاضر بازنشسته ها ناراضی هستند، هم شرکت ها بازدهی ندارند و هم بسیاری از این شرکت ها به دست مدیران نالایق افتاده است.

این درحالی است که اگر این شرکت ها را به مردم واگذار کنند و این پول را با نرخ دوازده درصد هم به بانک واگذار کنند بازهم به نفع این صندوق ها خواهد بود. چرا این همه منابع را هدر می دهند. آقای ربیعی باید به تمام این موارد پاسخ دهند. این درحالیست که نمی خواهند از سلطه خود به این شرکت ها بکاهند و هزینه چنین بی تدبیری را مردم می دهند.

*درباره سقوط های قبلی شرکت آسمان نیز گفته شده است که شرکت آسمان شاکیان را به استخدام شرکت درآوردند تا آنها شکایت خود را پس بگیرند. و البته گفته شده است بعد از آن نیز این افراد را اخراج کرده اند.  این موضوع صحت دارد؟

– بله این موضوع صحت دارد اما این ماجرا مربوط به دوران آقای علایی نیست. سانحه قبلی در سال ۱۳۷۳ ، پرواز اصفهان-تهران رخ داد. در آن زمان شرکت آسمان بخشی از خانواده های آنها را استخدام کرد. دلیل موضوع این بود که یک تعبیر غلط از قانون در آن زمان اتفاق افتاد و قوه قضاییه به این موضوع ورود کرد و رای بر بیمه ای داد که هشتاد برابر بیمه خودرو و پنج برابر استاندارد بیمه پروازهای داخلی ما بود. به همین دلیل اگر چنین مبالغی پرداخت می شد عملا شرکت ورشکست می شد. در سال ۱۳۷۸ شرکت باید سه میلیارد تومان برای پنجاه نفر پرداخت می کرد. به همین دلیل شرکت آسمان خواست از قوانین داخلی استفاده کند و توجه کنید که از سال ۷۶ تا کنون این افراد هنوز به حق و حقوق خودشان نرسیده و بعضا هم از کار بیکار شده اند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.