پایگاه خبری تحلیلی رسا نشر
صدای رسای مردم ایران

از تحقیر ایرانیان برای یک تبلت ۱ میلیونی تا پخش ترانه ابراهیم تاتلیس برای جذابیت سریال!! این است رسانه ملی

ماحصل نبود فکر و اندیشه و برنامه سازان خلاق در رسانه ای که هزینه هایش از جیب مردم تامین می شود و هیچگاه مخاطب و نیازهایش برای مدیران آن مهم نبوده است می شود برنامه های مثلاً طنز مانند دورهمی و سریال های آبکی و تکراری مانند پایتخت۵ ، دیوار به دیوار ۲ و تعطیلات رویایی!

پایگاه خبری رسانشر، شبنم حاجی اسفندیاری : ماحصل نبود فکر و اندیشه و برنامه سازان خلاق در رسانه ای که هزینه هایش از جیب مردم تامین می شود و هیچگاه مخاطب و نیازهایش برای مدیران آن مهم نبوده است می شود برنامه های مثلاً طنز مانند دورهمی و سریال های آبکی و تکراری مانند پایتخت۵ ، دیوار به دیوار ۲ و تعطیلات رویایی!

گاه با خود فکر می کنم چرا تمایل مردم به ماهواره روز به روز بیشتر می شود؟ و چرا اکثریت جامعه ایرانی در سنین مختلف تا این حد به شبکه های اجتماعی گرایش پیدا کرده اند؟ و در نهایت به این نتیجه می رسم که در نبود برنامه های سرگرم کننده داخلی، رسانه های مفید و مردمی، و نداشتن خلاقیت و جذابیت مسلماً شبکه های جم و اینستاگرام باید محبوب تر از تلویزیون ملی باشند. متاسفانه، هرچه رو به جلو می رویم کیفیت و کمیت برنامه سازی و ایجاد فضاها و شرایط سرگرمی و فعالیت های گروهی و اجتماعی در ایران کمتر و کمرنگ تر می شود. همین امر سبب شده است که ایرانی ها غمگین ترین مردم دنیا باشند. زمانیکه فرصت های شاد بودن و تفریح به مردم داده نمی شود و یا در برخی جاها به بهانه های مختلف از آنها گرفته می شود. و در واقع حاکمیت و مسئولان مربوطه تلاشی برای ارضاء نیازهای اجتماعی مردم نمی کنند، ناگزیر خود افراد برای خود سرگرمی می سازند. و ماهواره و شبکه_های_اجتماعی وسایلی هستند که ایرانی ها انتخاب کرده اند و با آن خوش هستند.

بقدری اوضاع برنامه سازی در رسانه_ملی ضعیف است که دیدن طنزهای قدیمی مانند نقطه_چین برای مردم جذابیت دارد. همینطور پخش فیلم های سینمایی که در ایران بر روی پرده های نقره ای اکران شده اند و تلویزیون ایران بنا به صدها فیلتر من درآوردی از پخش آن معذور است در شبکه های ماهواره ای بینندگان فراوانی دارد. در حالیکه گروه جم با چندین شبکه، ماهواره فارسی زبان را در تسخیر خود دارد، تلویزیون ایران روز به روز جنبه تجاری تر پیدا کرده و بعید بنظر نمی رسد روزی در حین پخش اخبار آگهی تبلیغاتی پخش کند و یا برای اخبار شبانگاهی اسپانسر بگیرد. طی سالهای گذشته شرط ساختن یک برنامه و یک سریال داشتن اسپانسر است. و این درحالی است که صدا و سیما دولتی بوده و بودجه سالیانه می گیرد. برنامه سازی تجاری در واقع می بایست به کیفیت برنامه و افزایش بیننده کمک کند. در حالیکه در رسانه ملی این روند بالعکس بوده و روز به روز صدا وسیما مخاطبان خود را از دست می دهد. هزینه های میلیونی که بابت ساخت این برنامه ها می شود علاوه بر هدر دادن بیت المال حتی نمی تواند مخاطب فعلی خود را نگاه دارد، چه برسد به آنکه بتواند مخاطب از دست داده و به سمت ماهواره ها کشیده شده را دوباره به خود جذب کند!

در همین سال جدید و عید نوروز شاهد برنامه ها و سریال هایی بودیم که می توان گفت مفت نمی ارزند. یعنی هرسال بدتر از پارسال! بعنوان مثال ویژه برنامه های تحویل_سال که اکثریت شبکه ها برای آن برنامه سازی کرده بودند. چه دلیلی دارد که همه شبکه ها ویژه برنامه تحویل سال داشته باشند؟ مگر تحویل سال ایدئولوژی خاصی دارد که مثلاً شبکه ۴ بگوید مخاطب من اینگونه سال را تحویل می کند و شبکه_۳ بگوید جوانان برای تحویل سالشان فقط باید ما را نگاه کنند؟ وانگهی هر سال سازندگان این برنامه ها با دعوت از هنرمندان و سلبریتی با دیگری در رقابتند و هیچکس باور نمی کند که یک هنرمند حرفه ای وقتش را رایگان در اختیار رسانه ای بگذارد. دعوت های رقابتی و هزینه های کلان برای دعوت میهمانان معروف تر، از کجا تامین می شود؟ اگر بجای همه شبکه ها دو شبکه اقدام به پخش ویژه نامه تحویل سال می کردند، سال تحویل نمی شد؟ و یا عده ای به سال جدید نمی آمدند و در ۱۳۹۶ می ماندند و دلخور می شدند؟؟

عید نوروز همیشه در خاطر ایرانیان در دو دهه گذشته سریال های نوروزی را زنده می کند. سریال هایی که تا چند سال پیش فوق العاده و پر مخاطب بودند. اما امان از انحصار!! چندسال است که سریالی بنام پایتخت در ایام نوروز پخش می شود و امسال شاهد پنجمین سری این سریال هستیم. سریالی که به گواه اکثر مردم فقط تا پایتخت دو جذابیت داشت. و هرچه اعداد کنار پایتخت بزرگتر شدند کیفیت و جذابیت آن کم شد. حقیقتاً چه اجباری وجود دارد که مردم ایران هرسال باید خانواده نقی معمولی و حاشیه های زندگی آنان را دنبال کنند؟؟ مگر در کشوری که مهد ادبیات و هنر پرور است قحطی داستان و ماجراست؟؟ مگر قحطی نویسنده است؟ هزاران اتفاق سرگرم کننده در این کشور و در میان خانواده ها می افتد که می شود از آنها سریال های چند قسمتی ساخت. چه جذابیتی در این سریال وجود دارد که تا ۵ سری از آن ساخته شده است؟ که برسد به جایی که واقعا در پایتخت ۵ هیچ حرفی برای گفتن وجود ندارد. بازیگران آن هیچ تعلق خاطری به نقش ها ندارند و  همه چیر برایشان عادی است. نقش پنجعلی هرسال بدتر از سال قبل و بی نمک تر می شود. بنظر شما دیالوگ های کوتاه پنجعلی چندسال می تواند مردم را بخنداند؟ زندگی هیچکدام از این چند خانواده ثبات ندارد و هر سال یکی در خانه آن یک است. شب گذشته زمانیکه سریال پایتخت در حال پخش ترانه خواننده معروف ترک ابراهیم تاتلیس بود ، فردی که در جمع ما حضور داشت واکنش بدی نشان داد و گفت زمانه را ببین. چندسال پیش بخاطر همین آهنگ نیروی انتظامی_خودروی من را دو هفته توقیف کرد و حالا از شبکه سراسری بی هیچ محدودیتی پخش می شود! نکته ی دیگر اینکه در این مجموعه پای داعش و مبارزه با تروریست ها نیز به این سریال کمدی باز شده است.به هر حال امیدوارم این آخرین بخش ار مجموعه پایتخت باشد. شاید حداقل خاطره خوش قسمت های اولیه این سریال در ذهن ما باقی بماند.

تعطیلات رویایی یکی دیگر از سریال های نوروزی است که از شبکه دوم سیما پخش می شود. درباره این سریال باید گفت انگار که هیچ فیلنامه و داستانی از ابتدا وجود نداشته است و عوامل دوربین را روشن کرده اند از شیراز به کیش رفته اند تا یک سری راش بگیرند و بعد مونتاژ کنند. قصه بی هدف، بازی یخ و حوصله سر بر بازیگران، دعوای لوس دو جاری و بازی بد هنرپیشه های جوان فیلم اصلا جایی برای تعریف نمی گذارد. من پیش خودم اینگونه فرض می کنم. در اتاق تامین برنامه شبکه دو جلسه ای گذاشته شده و گفتند برای نوروز سریال نداریم. چه باید کرد؟ یک نفر احتمالا گفته است یک زنگ به شریفی نیا بزنید و همه چیز حل می شود و این فیلم به همین راحتی ساخته شده است…

شاید بعد از خاطرات خوشی که مردم ایران با ساعت خوش و برنامه های آیتمی داشتند ، طی سالهای گذشته برنامه های  طنزگونه خوبی ساخته نشد. تا اینکه خندوانه بعنوان یک برنامه واقعی و هدفمند کار خود را آغاز کرد. رامبد_جوان همیشه قابل احترام است.  چراکه هیچوقت برای پر کردن تایم شبکه  حاضر نیست کیفیت را فدا کند. هر دوره از برنامه خندوانه حتی زمانیکه جناب_خان از آن حذف شد جذابیت های خودش را داشته و می توان گفت تنها برنامه طنز و اجتماعی اصولی ساخت صدا و سیمای ماست که بیشترین رضایت و بیننده را دارد. در این برنامه به آدم ها یادآوری می شود که خودشان رافرموش نکنند. به خود و دیگران احترام بگذارند . و خوب زندگی کنند. اما بر خلاف این برنامه ساخته دیگر شبکه نسیم، دورهمی است که نسبت به ابتدای آن تا به امروز دچار ضعف، سردرگمی و تکرار شده است. استنداپ شویی متفاوت که می توانست یک برنامه بی رقیب در سیما باشد. اما با اشتباهات فاحش محبوبیت خود را از دست داد. این برنامه به اصطلاح طنز که قرار است اوقات فراغت مردم را پر کند در واقع یک جور توهین به جامعه و مردم ایران به شمار می رود. اول آنکه با نقدهای اجتماعی خود، گویی غرض نشان دادن بدی های جامعه است. اینکه مثلا بگوید مردم، شما فرهنگ ندارید . یعنی به عده ای توهین کند که عده ای دیگر را وادار کند تا به دیگری بخندند. در زمینه انتقادات سیاسی و نقد مسئولین هم این برنامه از یک جایی به بعد جهت دار شد و از رئیس جمهور گرفته تا معاونین و مسئولان همه را مورد هجمه های گاه نادرست برد. درحالیکه همزمان با آن رویداد ، گاف و یا اشتباه در یک جای دیگری هم رخ داده بود. اما مهران_مدیری از آن چشم پوشید. البته وی در برنامه هفت عملاً به این موضوع پاسخ داد که بجز دولت  با سازمان و ارگان دیگری نمی توان شوخی کرد و یا آن را نقد کرد! و این خود عیب بزرگی است برای برنامه ای انتقادی که محدودیت دارد. از طرفی شیوه  دعوت از مردم برای حضور در سن و پاسخ به سولات پیرامون موضوع برنامه بسیار بد و توهین آمیز است. آن هم بخاطر دادن یک تبلت نهایتاً ۱ میلیون تومانی !! مهران مدیری با این شیوه کاری کرده است که برخی برای گرفتن یک تبلت حاضرند شخصیت خود و یا همسرشان را در مقابل دیدگان میلیون ها نفر خورد کنند و خود را کوچک کنند. جالب آنجاست که شیوه انتخاب برنده به نظر حاضرین در صحنه باز می گردد، یعنی هرکس که بدبخت تر، لوده تر و احمق تر باشد بیشتر مورد پسند حاضرین است.چرا که باعث خندیدن آنها شده اند. از اینرو کسانیکه بالای سن می روند برای بدست آوردن یک تبلت خود را بی آبرو، احمق و بد جلوه می دهند. هرچه بدتر باشی شانس بردن تبلت هم بیشتر است. بارها پیش آمده است که فرد اذعان کرده است که من اگر آمده ام و اینجا دلقک بازی درآورده ام بخاطر گرفتن تبلت بوده است و تا تبلت نگیرم نمی روم! به نظر شما این کار مدیری توهین به شعور و شخصیت آدمها نیست!

نتیجه تصویری برای تبلت دادن دورهمی

از ماجرای تبلت که بگذریم روند نمایش های زنده برنامه دورهمی که از ۶ بازیگر به یک بازیگر رسیده است در نوع خود جالب است. بازی و نمایشی که با لودگی همراه است و انگار دریافته اند برای افزایش خنده در برنامه باید این قسمت با لودگی همراه شود. الیته سلیقه ها متفاوتند و ممکن است خیلی ها هم اینک شیفته این برنامه باشند. اما با احترام به همه علاقمندان دورهمی ، این مجموعه را دیگر برنامه خوبی نمی بینم و آنچه در اطرافیان خود مشاهده کردم از تعداد طرفداران علاقمندان این برنامه روز به روز کمتر می شود.

برنامه های دیگری هستند که جای نقد دارند . اما به دلیل طولانی شدن مطلب به آنها نمی پردازم. بعنوان یک ایرانی و علاقمند به کشورم، از صمیم قلب ناراحت هستم که عده ای مسئولیت یکی از مهمترین یخش های کشور را در دست دارند که استفاده درستی از امکاناتی که در دست دارند نمی کنند. و برای شعور مخاطب ارزشی قائل نیستند.در این شرایط  باید من و امثال من به سمت ماهواره ها کشیده شوبم. باید در اینترنت به دنبال فیلم های خارجی با زیرنویس فارسی بگردیم. و وقتی مسئولان رسانه ملی و هنرمندان آن زمان خنده و تفریح من را صرف ساخت برنامه های طنز انتقادی جهت دار و یا وابسته می کنند باید پدیده هایی مانند محمد امین کریم پور، بهادر ، عرفان علیرضایی ، حسن ریوندی و … در اینستاگرام متولد شوند. محتوا تولید کنند و ما را بخندانند و اوقات فراغت ما را پر کنند. پیش تر فکر میکردم این افراد کاسب کارند و برای جذب فالور و پول فعالیت دارند. اما وقتی به این موضوع عمیق تر نگاه کردم ، دریافتم که خدمتی که لا اقل این چند جوان در جهت سرگرمی و خنداندن مردم می کنند از کل سازمان صدا و سیما با ارزش تر است.چراکه بار سرگرم کردن مردم بر دوش فیمس های اینستاگرامی است تا رسانه ها و هنرمندان رسمی!  بی دلیل نیست که هر روز بر محبوبیتشان افزوده می شود . و تازه برخی برنامه سازان صدا و سیما برای جذب بیننده به سراغشان می روند! بله. همین هایی که در اینستاگرام پست و استوری می گذاشتند.به دلیل نبودن هنرمند و خلاء ذهن خلاقانه اکنون وارد برنامه های سازمان بزرگ صدا وسیما شده اند. صدا و سیمایی که مدعی است که بیشتر از ماهواره ها مخاطب دارد. من که باور نمی کنم. شما چطور؟؟

3 نظرات
  1. آسیه نوری می گوید

    واقعا تاسف باره. هرسال یک سری فیلم های بدرد نخور پخش می کنند و بعد در طول سال ده ها بار نشونمون می دن. صدا و سیمای ما از یک کلوپ ویدئویی کمتر برنامه خوب داره

  2. ناشناس می گوید

    عالی بود. ما دو سه سالیه که تو خونمون اصلا تلوزیون ایران و نگاه نمی کنیم.

  3. زهره شاکری می گوید

    واقعا دست مریزاد خانم نویسنده.
    عالی و بجا فرمودین…
    اگر اینستاگرام و تلگرام نبود واقعا ما دق می کردیم از بی برنامگی رسانه ملی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.